سالگرد شکست ایالات متحده در طبس ، تداوم سیاستی بی‌تاریخ

مجید خورشیدی، ‌روزنامه نگار

از 44 سال قبل و عملیات عبرت‌آموز صحرای طبس تا همین امروز و اینک هیچ تغییر معنادرای در نگاه ایالات متحده و شرکا بوجود نیامده است و بر همان مدار جهان را تصویر و اتخاذ تصمیمی می نمایند و انگار با تاریخ کوتها مدت خود هیچ علاقه ای به تاریخ خوانی و تامل در برگ های دفتر کم برگ روایت های سرزمین شان هم ندارد و ترجیح می دهند داستان های هالیوود را باور کنند.

به گزارش نبأخبر، چهل و چهارسال قبل در یک تصمیم ناسنجیده و مغرورانه، جیمی کارتر و مشاورنش تصمیم گرفتند تا با عملیات و حمله ای مشابه فیلم های هالیوودی به خاک ایران بتوانند جاسوس هایشان را از تهران خارج کرده و پیروزمندانه در واشنگتن و نیویرک رژه افتخار بروند. آن روز طوفان شن در آستین دست انتقام الهی در روزهای نخست انقلاب اسلامی که هنوز شیرازه امور قوام کافی نیافته بود و نوعی از پراکندگی و ابهام بر فضا حاکم بود آمریکایی ها را ناکام و سرافکنده کرد.
امروز پنجم اردیبهشت ماه سالگرد عملیات ناکام صحرای طبس (به روایت آمریکایی ها دلتا) نیروهای ایالات متحده در صحرای طبس است. چهل و چهارسال قبل در یک تصمیم ناسنجیده و مغرورانه، جیمی کارتر و مشاورنش تصمیم گرفتند تا با عملیات و حمله ای مشابه فیلم های هالیوودی به خاک ایران بتوانند جاسوس هایشان را از تهران خارج کرده و پیروزمندانه در واشنگتن و نیویرک رژه افتخار بروند. آن روز طوفان شن در آستین دست انتقام الهی در روزهای نخست انقلاب اسلامی که هنوز شیرازه امور قوام کافی نیافته بود و نوعی از پراکندگی و ابهام بر فضا حاکم بود آمریکایی ها را ناکام و سرافکنده کرد و بازخوانی آن روایت تاریخی برای آن است تا ببینیم از آن روز تا امروز با وجود تغییرات بزرگی که در منطق جهانی و توازن نیروها بوجود آمده هیچ تحول محسوسی در ساختار تصمیم سازی ایالات متحده رخ نداده و همان مشق پرغلط پیشین را دوباره می نویسند و حاصلش را هم شرایطی است که در خاورمیانه و در تمام گیتی مشاهده می کنید.

به این بهانه سالگرد این اتفاق تاریخی می توان در پیوند با امروز نکات زیر را بر قلم آورد:

سیاست الهی-سیاست انسانی:

مسئله درک و دریافت از انسان و جایگاه او در هستی شاید مهم تریننکته در پیش گرفتن رویه تعامل و تقابل در زیست فردی،اجتماعی و نیز بین المللی و تصمیم سازی کلان باشد. نگاه یکسر انسان‌محور، خواست و حوائج نوع بشر را فارغ از تمام امور دیگر و نیز نیروهای دخیل و در کار اصل داستان درشمار آورده و برای برآوردن آن، فارغ از ماهیت اخلاقی یا الهی بودنش سعی در انباشت قدرت برای تحمیل اراده و به دست آوردن مطلوب خود می نماید. غرب تاریخی و نمود نزدیک و این زمانی‌اش ایالات متحده، همواره عامل اخلاق و الهیات را در سیاست نادیده انگاشته، تصور می کند با جانمایی و فریب می شود خواست جماعتی معدود از صاحبان ثروت و رسانه را منافع ملی و خیر جمعی دانست و برای بدست آوردن و تحمیل آن دست به هر اقدامی زد. این نگاه انسان محور(با روایت خاص از انسان) نقش دیگر عوامل را در تدبیر و تغییر امور جهان به حساب نیاورده می پندارد با مدد تسلیحات و توان اقتصادی می‌توان در جهان هرکار و همه کار کرد و نمونه اش به کردار ایالات متحده در ویتنام بنگرید و بعدتر در صحرای طبس…به عیان ملاحظه می کنید که عوامل الهی و امکان هایی که ذهن سودمحور و محاسبه گر طرف غربی فکرش را هم نمی کرد چگونه تمام محاسبات و مناسبات را دگرگون کرد و سرافکندگی و شکست در تمام ساحت ها را به دنبال آورد. از 44 سال قبل و عملیات عبرت‌آموز صحرای طبس تا همین امروز و اینک هیچ تغییر معنادرای در نگاه ایالات متحده و شرکا بوجود نیامده است و بر همان مدار جهان را تصویر و اتخاذ تصمیمی می نمایند و انگار با تاریخ کوتها مدت خود هیچ علاقه ای به تاریخ خوانی و تامل در برگ های دفتر کم برگ روایت های سرزمین شان هم ندارد و ترجیح می دهند داستان های هالیوود را باور کنند.

قلدرمآبی و نظامی گری بی فایده:

نکته مهم دیگر آن که فرآیند عملیات ناکام دلتا برای آزادی جاسوسان آمریکایی درتهران بود . واشنگتن هرگز باور نکرد که موضوعات پیشینه ای دارند و باید ریشه ها را دید و خواند و نمی توان تنها به میوه و برگ نگاه کرد. حاصل بیست و پنج سال استعمار،حمایت از دیکتاتوری و فساد دستگاه حاکمه در ایران و منکوب نمودن استقلال یک ملت تاریخی با کودتای بیست و هشتم مرداد و تبدیل ایران و هیئت حاکمه‌اش به عامل فعل، چه میزان از خشم و نارضایتی در یک ملت تاریخی و صاحب غرور که به پاخاسته و تمام شرایط را دگرگون نموده است ایجاد می‌کند. ایالات متحده نخواست تا به رفتار خود بیندیشد،از موضع احترام و بر میز گفتگو بنشید و بابت گذشته عذربخواست و برای پذیرش حقیقت تازه ی ایران آماده شود و به رسم همیشه نخست تهدید و بعدتر چون کابویهای کالیفرنیا درست بر قنداق ششلول برده و می خواهد یا کودتا کند یا بترساند.در بحران خلیج خوکها امریکای کندی قشون کشید و در آمریکای مرکزی و شیلی هم همین عادت را تکرار نمود.این عادت نادیده گرفتن اراده و استقلال ملت ها و کشورها انگار دست از سر ذهنیت امریکایی برنمی دارد و می پندارند با نظامی گری و خرج کردن مقداری دلار می تواند همه کار کند ..عملیات شکست خورده صحرای طبس اما نشان داد فرا و ورای تصمیمات و تعلقات مادی و انسانی چیزهای دیگری هم وجود دارد و اثر می گذارد و نیز تهدید و نشان دادن ناو و تانک نمی تواند راهگشا باشد و کمال مطلوب را حاصل کند. به همین روزهایی منطقه خاورمیانه نگاه کنید و عملیات طوفان الاقصی و پیامدهایش…هنوز ایالات متحده برای دفاع از رژیم صهیونیستی هشدار می دهد و ناوگان جنگی خود را به حرکت در می آورد و گمان می کند نسخه هایی که هفت دهه شکست خورده اند اکنون جواب می دهند.

سال‌ها بعد هالیوود روایتی دلبخواه و خیالین از اتفاقات منجربه عملیات صحرای طبس با کارگردانی وبازیگری بن افلک ساخت. فیلم آرگو انگار تداوم همان دریافت دلبخواهی و رمان گونه از حقیقت و گشودن درب دژی فولادین با سنجاق ته گرد است! و سیاست و عمل ایالات متحده در تمام این سالهای قبل و بعد از طوفن طبس انگار کمترین تغییر و تحولی به خود ندیده است.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید