چگونه آمریکا با نفوذ چین در خاورمیانه مقابله خواهد کرد؟

به تحلیل کارشناسان سیاسی

خاورمیانه تقریباً نیمی از واردات نفت چین را به خود اختصاص می دهد، مهمترین صحنه در جنگ سرد ایالات متحده و چین، شرق و جنوب شرق آسیا است. چین بیش از آمریکا نمی خواهد منابع محدودی را در خاورمیانه خرج کند.

به گزارش نباءخبر،چین احتمالاً برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه به جای همکاری های امنیتی به ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی تکیه خواهد کرد و تنها راهی که جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا می تواند با این تلاش ها مقابله کند، بالا بردن بازی دیپلماتیک و اقتصادی آمریکاست و هنگامی که جو بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده ماه آینده از خاورمیانه بازدید می کند، عربستان سعودی او را متقاعد خواهد کرد که دوباره با منطقه تعامل کند.
در یادداشت مشترک مینسین پی(Minxin Pei) استاد دانشگاه کلرمونت مک کنا(Claremont McKenna) و سیدرحمان موسوی، معاون بین الملل مجمع جهانی شهرهای اسلامی آمده است: چین احتمالاً برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه به جای همکاری های امنیتی به ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی تکیه خواهد کرد و تنها راهی که جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا می تواند با این تلاش ها مقابله کند، بالا بردن بازی دیپلماتیک و اقتصادی آمریکاست.

بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده ماه آینده از خاورمیانه بازدید می کند، میزبانان او – به ویژه عربستان سعودی – احتمالا سعی خواهند کرد او را متقاعد کنند که دوباره با منطقه تعامل کند.

آنها ممکن است استدلال کنند که نه اینکه ایالات متحده را قادر به تمرکز بر تقویت موقعیت خود در رقابت قدرت های بزرگ با چین و روسیه کند، جدایی استراتژیک از خاورمیانه به چین فرصتی برای تقویت نفوذ منطقه ای خود می دهد اما واقعیت به این سادگی ها هم نیست.

خاورمیانه به عنوان یک تولید کننده عمده سوخت فسیلی، آشکارا برای ایالات متحده مهم است. در واقع، این قیمت های بسیار بالای انرژی است که بایدن را مجبور کرده است تا روابط خود با عربستان سعودی را اصلاح کند. تا همین اواخر، بایدن از محمد بن سلمان، ولیعهد، حاکم بالفعل کشور، به دلیل نقش داشتن او در قتل جمال خاشقجی روزنامه‌نگار سعودی در ترکیه در سال ۲۰۱۸ دوری می‌کرد.

چهره بایدن میزان نفوذ عربستان سعودی را برجسته می کند و پادشاه احتمالاً از این اهرم برای ترغیب ایالات متحده برای حفظ تعامل نظامی خود در خاورمیانه استفاده خواهد کرد.

به نظر می رسد که هشدارها (احتمالا از اسرائیل) مبنی بر اینکه چین به سرعت برای پر کردن خلاء امنیتی به جا مانده از سوی ایالات متحده اقدام خواهد کرد، این موضوع را بیشتر تقویت می کند.

اما بعید است که چین ردپای نظامی در خاورمیانه ایجاد کند، به ویژه به این دلیل که شرکای اصلی آن در منطقه – مصر، ایران، عراق، اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی – دشمنان یکدیگر هستند. به عنوان مثال، در حالی که ایران و عربستان سعودی مایل به تجارت با بازیگران مشابه هستند، هیچ یک از آنها روابط خوبی با کشوری که روابط امنیتی قابل توجهی با رقیب اصلی خود ایجاد می کند، حفظ نمی کنند.

تردید چین برای پیشبرد منافع امنیتی خود در خاورمیانه نشان می دهد که این کشور به خوبی از این موضوع آگاه است. حتی در مورد ایران که می تواند به عنوان نماینده ای در رقابت استراتژیک چین با ایالات متحده عمل کند، چین از اقداماتی که می تواند روابطش با عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس را به خطر بیندازد، اجتناب کرده است. برای مثال، برخلاف روسیه، از ارائه سلاح‌های پیشرفته به ایران خودداری کرده است.

حتی اگر چین فضای بیشتری برای مانور استراتژیک در خاورمیانه داشته باشد، ممکن است به طور قابل توجهی ردپای استراتژیک خود را در آنجا گسترش ندهد، زیرا این منطقه را برای امنیت خود حیاتی نمی بیند. در حالی که خاورمیانه تقریباً نیمی از واردات نفت چین را به خود اختصاص می دهد، مهمترین صحنه در جنگ سرد ایالات متحده و چین، شرق و جنوب شرق آسیا است. چین بیش از آمریکا نمی خواهد منابع محدودی را در خاورمیانه خرج کند.

در این زمینه، چین به احتمال زیاد به ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی برای گسترش نفوذ خود در خاورمیانه ادامه خواهد داد. به نظر می رسد تنها راه مقابله با این تلاش ها این است که ایالات متحده بازی دیپلماتیک و اقتصادی خود را بالا ببرد.

این به معنای اول و مهمتر از همه، کنار گذاشتن تلاش برای چارچوب دادن به رقابت استراتژیک آمریکا با چین و روسیه به عنوان یک رقابت ایدئولوژیک بین دموکراسی و استبداد است.

به هر حال، اکثریت قریب به اتفاق کشورهای خاورمیانه، خودکامه هستند. آخرین چیزی که ایالات متحده به آن نیاز دارد این است که آنها را با یک سیاست خارجی آشکارا ایدئولوژیک که چین را قادر می سازد خود را به عنوان یک شریک قابل اعتمادتر، حمایت کننده و همفکرتر به تصویر بکشد، بیگانه کند.

تعامل اقتصادی همچنان موثرترین ابزار چین برای گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی خود است. در سال 2020، تجارت کالا بین چین و خاورمیانه بالغ بر 272 میلیارد دلار بود.

اگرچه ارقام قابل مقایسه برای تجارت آمریکا با خاورمیانه به طور کلی در دسترس نیست، اما مسیر تجارت این دو قدرت با عربستان سعودی روشن است.

در حالی که گردش مالی تجاری آمریکا با عربستان سعودی بین سال‌های 2000 تا 2021 به طور متوسط افزایش یافت – از 20.5 میلیارد دلار به 24.8 میلیارد دلار، چین از 3 میلیارد دلار به 67 میلیارد دلار افزایش یافته است!

در زمینه فناوری، ایالات متحده ممکن است فرصت دیگری را به چین بدهد. غرب مدت‌هاست که از تحریم‌ها به عنوان ابزاری برای مجازات کشورهای «غیر همراه با او» استفاده می‌کند که نمونه آن ایران است. اما تحریم‌های فن‌آوری و مالی جامعی که بر سر جنگ اوکراین بر روسیه تحمیل شد، نگرانی‌ها را در کشورهای خاورمیانه مبنی بر اینکه آنها نیز هدف قرار بگیرند، تشدید کرده است.

همانطور که چین ظرفیت های فن آوری و نوآورانه خود را ایجاد می کند، می تواند خود را به عنوان منبع مطمئن تر فناوری و مقصد سرمایه گذاری ایمن تر معرفی کند. این نشان می دهد که هیچ کشور خاورمیانه ای شبکه 5G غول مخابراتی چینی هوآوی را با وجود لابی های قوی آمریکا ممنوع نکرده است.

در حالی که موارد مهمی برای استراتژی جدید خاورمیانه ای و متمرکز بر تعامل دیپلماتیک و اقتصادی قوی است، هر تلاشی از سوی بایدن برای اجرای آن با مقاومت قابل توجهی روبرو خواهد شد. دوستی با دیکتاتورها منجر به اتهام به ریاکاری می شود – آخرین چیزی که بایدن ماه ها قبل از انتخابات میان دوره ای که حزب دموکرات او بعید است عملکرد خوبی داشته باشد – نیاز دارد – و احساسات حمایت گرایانه در ایالات متحده همچنان قوی است.

اما اگر بایدن این تغییر را به عنوان بخشی از یک استراتژی بزرگتر برای پیروزی در جنگ سرد جدید با چین قرار دهد، ممکن است شانسی داشته باشد.


ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید